دلم.........
دلــم برات تنـــگ شده
صبــــــا
تــورا بـا تیــشه ی عشـقم میـان مـرمـر قلبــم تـراشیدم...از آن پـس هـم تـورا چـون بــت پــرستیــدم
دلــم برات تنـــگ شده
صبــــــا
سلام
سربازيم...وقت نميكنم ديگه مطلب بزارم
اما سر ميزنم تا وقتي كه مرخصي هستم
باور
سلام گل آرزوهام میخوام باهات حرف بزنم
از حال و زندگیت بگو هنوز تنها کست منم؟
چه میکنی با زندگی؟از دل پاکت چه خبر؟
راست چی شد رفتی یه روز؟ قرار نبود بری سفر
برات بمیرم گل من این روزا کی همدمته؟
درد دلو به کی میگی؟یا کی شریک غمته؟
یه وقت نبیبنم که غمی باز توی چشمات بشینه
چشمای مهربون تو نباید اشکـو ببینه
راستی بگو دلت هنوز یه زره تنگ میشه برام؟
من اسمتو داد میزنم راستی بگو میاد صدام؟
دل تنگه باز حسین تو نمیدونی چقدر زیـــاد
یکی از تو خبر داده گفته همین روزا میـــاد
نمیدونی که این روزا چه بیقراره این دلم
واسه دیدن روی تو هر جا بگی برو میرم
باور نمیکنم یعنی همین روزا میبینمت؟
راستی خودت قرار بزار کجا بیام به دیدنت؟
فقط بیا یه روز گلم دیگه نمیزارم بری
اصلا نمیشه حالا که اینقدر دوست دارم بری
آخ نمیدونی نازنین دوریت چه سخته واسه من
قسم میدم تورو دیگه حرف جدایی رو نزن
آخه میدونی جز تو من عشقی ندارم عزیزم
تو لب تر کن و بعد ببین چجور دلو پات می ریزم
به خدا بی تو مهربون به دنیا هم نمی رسم
من اینجا در کنج قفس منتظرم تا تو بیای
بیا اگه دوسم داری بیا اگه منو میخوای
صبای مهربون من بیا که بد تنــگه دلــم
واسه تو این دل که کمه بیشتر از این باید بدم
میدونم ناراحت میشی ولی باید بگم...........
دلم خیلی برات تنگ شده خیلی
دلم برای اون روزایی که میتونستم ببینمت و باهات حرف بزنم تنگ شده
دلم واسه اون روزایی که دوسم داشتی و باهام مهربون بودی تنگ شده (البته تو همیشه مهربونترین آدم دنیای منی)
دلم واسه چشمات تنگ شده.....چشمایی که وقتی تووش زل می زدم دلم می لرزید...دستام یخ میزد...بدنم می لرزید
دلم برای خندیدنات تنگ شده...خنده هایی که آرومم میکرد...دنیارو بهم هدیه میداد
دلم برات تنگ شده....واسه اون روزای خوب و قشنگ...اون اس ام اسات.....اون دوست داشتنات...اون روزایی که حس میکردم عاشقمی حس میکردم من تنها کسیم که تو دوست داری
اون روزایی که حس میکردم من عشق اول و آخرتم
دلم برات تنگ شده
واسه اون روزایی که عاشقونه برات شعر میگفتم...
دلم برات تنگ شده
دلم خیلی برات تنگ شده صبـــا.....
وای چقدر به زبون آوردن اسم تو آرومم میکنه
وای چقدر دلم میخواد تو دوباره روبروم بشینی و من بهت نگاه کنم...تو بخندی، اذیتم کنی، عصبانی بشی، مهربونی کنی، داد بزنی، بزنی تـــو گوشم
واااای چقدر دلم برات تنگ شده
کاش حرفای عاشقونمو اون موقع بهت میزدم...البته اون موقع هم گفتم اما نفگتم با من بمون.... نگفتم تنهان نزار.... نگفتم بی تو میمیرم
کاش.................
چقدر دلم برات تنگ شده صبا
کاش بدونی چقدر دلتنگتم
دیگه نیستی پیشم نمی بینمت....غصه دارم....بیقرارم.... اما فقط میتونم همین یه جمله رو به زبون بیارم و بگم...
دلم برات تنگ شده صــبـــا
رفتیو اســم آشنات همیشه رو لــب مـنه
چند حرف اسم خوب تو دعای هر شب منه
مهتاج باتو بدونم تو غرق خواهشم بکن
دلــم گرفته خوب من بیـا نوازشم بکن
مهم نبود برای من که تو با من چه می کنی
بیا ببین برای تو من با خودم چـه می کنم
تــــو آسمون خاطرات ستاره پر پر می کنم
سالگـرد تنهاییمو با خیال تو سـر می کنم
ثانیه به ثانیه تو ازم دور میشی
چرا خورشیدک من داری کم نور میشی
ثانیه به ثانیه لحظه های بی طپش
بزار اشکام بریزن دست رو گونه هام نکش
این جدایی به خدا حق من نیست
گریه های بی صدا حق من نیست
مرگ این خاطره ها حق من نیست
این غم بی انتها حق من نیست
آه خـــــداااااااااااااااااااااااا
این جدایی به خـــــدا حق من نیست
گریه های بی صــــدا حق من نیست
مرگ این خاطره هـــــا حق من نیست
این غم بی انتهــــــا حق من نیست

چرا حس میکنم هستی کنارم
چرا این رفتنو باور ندارم
چرا گم میکنم روز و شبامو
چرا حس میکنم داری هوامو
چرا هستی میون خواب و رویام
چرا پر میشه تــــو هُرم نفسهام
دارم نفس نفس نبودنت رو کم میارم
میخوای بری تورو به این ترانه می سپارم
ولی نـــرو نـــــرو بمـــون
نرو که جز تو چاره ای به جز خودت ندارم
نرو بمون نرو بمون نرو بمون کنارم
آخه ترانه هام همش بهونتو میگیرن
اگه بری همه کهنه میشن بی تو میمیرن
اگه بری چشتمو پشت جاده جا می زارم
اگه بری خود بارون میشم برات می بارم
دارم نفس نفس نبودنت رو کم میارم
میخوای بری تورو به این ترانه می سپارم
ولی نـــرو نـــــرو بمـــون
نرو که جز تو چاره ای به جز خودت ندارم
نرو خیال نکن که بی تو من دووم میـــارم
قســم به عشقمون قسم هنــوز برات دلواپســم
قرار نبــود اینجوری شـه یهـو بشـی هـمه کســم
راستی چی شد چجوری شد اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خــودم
راستی چی شد...!؟
اینقدر تورو دوست دارم که هیچکسی کسی رو اینجوری دوس نداره
اینقدر برات میمیرم قد صد تا خوبی قد هزار تا ستاره
بی تو دلم میگیره وقتی نیستی کارم انتظاره
اینقدر تورو دوست دارم که هیچکسی کسی رو اینجوری دوس نداره

اینقدر دوست دارم بشنوی خندت می گیره
تو نگاه می کنی و دلم تــو چشمات می میره
دوستت دارم

حرفی واسه گفتن ندارم
جز سکــــــــــــــــــــــوت
همه ی اون عشق و محبت حس این دل پاک من
چرا زیر سایه ی یک شب عشقمون از (یـادت رفـت)
گله دارم از تو خدایـــا چرا شد عشق از ما جدا
شب و روز از دوریش بسوزم
ای کاش نمی دیدمش
ای کاش باهاش حرف نمی زدم ای کاش.......
خدایا این چه زندگی ایه؟؟؟
ای کاش عشقمو تـــو دلم نگه می داشتم و بهش نمی گفتم
ای کاش از غم عشق اون میسوختم و می مردم و بهش نمی گفتم
خسته شدم
خسته شدم
اونی که عاشقشم بهم میگه فراموشم کن
بهم میگه عشقتو فراموش کن و دیگه عاشق نباش....
خنده داه نه؟
میگه باید عشقتو فراموش کنی و دیگه عاشق نباشی
میگه باید دلتو سیاه کنی
میگه باید همه درداتو تــــو دلت بریزی و بیرون نیاری
واااااای چه دردیه
چقدر سخت و تلخه این زندگی
زنم نفرینم کرد و ازم متنفر شد.....
مادر و پدرم باهام بد شدن.....
دوستا و آشناهام یه جور دیگه باهام صحبت می کنن
چرا.....چون من در گذشته عاشق یه دختری شدم که...
که تموم زندگیم بود بدون اون نمی تونستم زندگی کنم
که هر بار می دیدیدمش اشک تـــو چشام جمع می شد و
دست و پاهام می لرزید
عاشق شدم و الان که ازدواج کردم باید عشقمو از یاد ببرم
باید دیگه عاشق نباشم
اونی که من عاشقش شدم و دوسش دارم بهم میگه...
دیگه نمی خوام ببینمت
بهم میگه من شوهر دارم و عشق تورو از یاد بردم
من..................
وااااای چرا این اشک لعنتی سرازیر نمیشه
چرا مثل یه بغض تــــو گلوم مونده
دیگه هیچی برام مهم نیست
دیگه زندگیم برام مهم نیست
میخوام پای عشقم بسوزم و خاکستر بشم...
میخوام تنهای تنها باشم
صبا: دیگه مزاحم تو هم نمیشم
دیگه اذیتت نمی کنم
دیگه تنها می مونم و با غم عشق تو سر می کنم
اگه یه روزی یاد من افتادی و دلت برام سوخت
یه سر به وبلاگم بزن
تمام زندگی من دیگه فقط همین وبلاگمه
دیگه زندگیم داره ته می کشه
از دلم پیاده شو آخرشه
نه بمون شاید بازم جون بگیرم
نه برو میخام که راحت بمیرم
نه پاشو که دیگه دوست ندارم
نه بشین سر روی زانوت بزام
نه نه نه بیــــــــــــــــــــــــــــــــــا بیا و دستامو بگیر
عشق من بیا تو هم با من بمیر
الهی خوشبخت بشی ای گل نازم
برو فکر منم نباش که هی می بازم
بزار تموم شه دیگه اشکامو نبینی
دوست ندارم سر مـــزار مـــن بشینی
کاشی چشمات مال من بود
تــــو سرت خیال من بود
مث من که آرزومی
آرزوت وصال من بود
کاشکی دستامونو زنجیر می بستیم ما به هم
همه جا داد می زدیم که عاشقیم عاشق هم
(((کاشکی چشمات مال من بود)))
دیروز دیدمش
دیروز صبامو دیدم
وااای توو چشاش واسه لحظاتی زل زدم
دیوونه شدم
خراب شدم
حالم بد شد و نزدیک بود از حال برم
بعد چند ماه دیدمش
از دیرو تا حالا یه بغضی تــــو گلوم گیر کرده
داره دیوونم میکنه
میخوام گریه کنم
می خوام داد بزنم
دارم می میرم
خدایا کمکم کن